تفسیر سوره مبارکه حمد درس بیست و نهم

سه شنبه, 20 بهمن 1394 ساعت 06:06
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

جلسه بیست و نهم

«ایاک نعبد و ایاک نستعین، اهدنا‌الصراط‌المستقیم، صراط‌الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولا الضالین»

« و هذه سلیقة ائمة اهل البیت فانهم علیهم السلام یطبقون الآیة من القرآن علی ما یقبل ان ینطبق علیه من الموارد و ان کان خارجا عن مورد النزول، و الاعتبار یساعده » عرض شد که مرحوم علامه  طباطبائی در این جا ازاصطلاح « جری» استفاده کرده‌اند که درخیلی از جاهای دیگر تفسیر المیزان هم این اصطلاح را به کار برده‌اند. روایتی از امام باقر(ع) مطرح بود که آیات قرآن مثل آفتاب و ماه هستند که در آسمان حرکت می‌کنند و هر ساعتی در یک منزلی هستند.  آیات قرآن این گونه است که به هر آیه‌ای که می‌رسیم یک معنای نورانی دیگری را به ما می‌فهماند و این که تکرارش انسان را خسته نمی‌کند شاید یکی از دلائلش همین باشد که دریک معنا متوقف نیست و به طور دایم نکته‌های جدید دارد.

 نکته‌های جدید به خاطراین است که مفهوم کلی آیه دایم بر موارد خاص منطبق می‌شود. ممکن است صدها وهزاران مورد قبلاً در تاریخ رخ داده باشد وهم اکنون هم مورد جدیدی رخ بدهد و معنای آیه به همان مورد تطبیق شود. این همان چیزی است که علامه طباطبائی (ره)اسم آن را «جری» گذاشته و فرموده من این اصطلاح را از اهل بیت (ع) گرفته‌ام و در تفسیر قرآن به کار می‌برم. بنابراین سبک و سلیقه اهل بیت (ع) این است که آیات قرآن را وقتی می‌خواهند معنا کنند به مورد خودش تطبیق می‌کنند نه این که یک معنی کلی بگویند که شاید برای زندگی الآن و امروز راه گشا نباشد.

به عنوان مثال گاهی افراد واعظ و منبری و جلسه گردان  یک سری موعظه‌های دسته بندی شده که با عبارات زیبا و مطالب علی‌الظاهر قشنگ اما کم محتوی که به تعبیر مشهور، نرخ شاه عباسی دارد و به کسی برخورد ندارد را از این مجلس به آن مجلس مورد استفاده قرار میدهند که تأثیر چندانی ندارد. مانند همین موعظه‌هایی که کشیش‌های غربی در کلیساها انجام می‌دهند وکلیاتی که هیچ ربطی به زندگی جاری مردم ندارد را به خورد مردم می‌دهند  این مشکلی است که متأسفانه گاهی به آن مبتلا می‌شویم که موعظه‌ها کلی‌گویی است که دوست و دشمن را راضی نگاه می‌دارد. کسی که می‌خواهد وارد میدان تربیت مردم و اجتماع بشود بایدتطبیق به موارد کند و بنا بر موارد، امر و نهی نماید تا جامعه و افراد اصلاح شوند. اگر قرار باشد فقط کلیات مطرح شود که کسی تربیت نمی‌شود.  در جریان جنگ جمل وقتی امیرالمؤمنین علی (ع) ابن عباس را فرستاد که با اصحاب جمل صحبت کند به او فرمود ای ابن عباس؛ برای این‌ها قرآن نخوان چون  قرآن «حمال ذو وجوه »[1] است یعنی مطالب قرآن کلی است و می‌شود به معانی مختلف آن را حمل کرد لذا برایشان ازسنت بگو که درآن گیرخواهند افتاد. این که پیامبر(ص) فرمود من کتاب الله و عترت را در بین شما می‌گذارم بدین خاطر بود که قرآن مجید کلیات را بیان می‌نماید و انطباق بر موارد وظیفه عترت طاهره(ع)است که اگر آن ذوات مقدس نباشند قرآن غریب می‌شود ومفاهیمش تطبیق به مورد نمی‌شود.

بنابراین بر ما لازم است که مفاهیم قرآن کریم را بر زندگی خودمان منطبق کنیم و مطابق دستورات آن کتاب آسمانی رفتار نماییم و این انطباق همان «جری» است یعنی نمی‌خواهیم بگوییم معنی آیه فقط همین است بلکه ممکن است شخص دیگری از نورانیت قرآن برداشت دیگری داشته باشد و برای مورد دیگری استفاده نماید.

یکی از موارد جری که بسیار در روایات ما ذکر شده و مربوط به مؤمنین و خوبان هست و در تطبیق به شخصیت ممتاز امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب (ع)منطبق شده است آیه شریفه «أَفَمَن كَانَ مُؤْمِنًا كَمَن كَانَ فَاسِقًا لَّا يَسْتَوُونَ» [2] است  بدین معنی که آیا کسی که مؤمن است مانند کسی است که نافرمان است؟ علامه طباطبائی (ره)می‌خواهد بفرماید که این آیه فقط مخصوص امیرالمؤمنین (ع)نیست. البته درست است که یک سری آیات اصلاً در شأن امیرالمؤمنین نازل شده (ع)و مخصوص ایشان است اما مابقی جری است یعنی مصداق کاملش امیرالمؤمنین (ع) است اما دیگران هم می‌توانند دنباله رو آن حضرت باشند و آن گونه شوند. گاهی دویست حدیث در باره یک آیه وارد شده که همگی بر اهل بیت(ع) یا به شخص امیرالمؤمنین(ع) تطبیق شده  که این جری است و غیر از مواردی است که در شأن امیرالمؤمنین (ع)نازل شده است. به هر حال ایشان می‌خواهد بفرماید درمواردی شأن نزول آیه صرفاً مربوط به اهل بیت(ع) است اما تطبیق و جری مواردی است که مصداق کاملش اهل بیت (ع)هستند لذا وقتی ایشان از کلمه «جری» استفاده می کنند منظورشان همان «جری و تطبیق» است.

 از باب مفسر بودن کار ایشان صحیح است اما از باب تربیت دینی بعضی اوقات کار دیگری باید انجام بشود که بسیار هم مهم است و باید به آن توجه ویژه داشت. اگر این گونه آیات مدام در جامعه خوانده شود و کسی نگوید منظور از این آیات امیرالمؤمنین و اهل بیت(ع) است کم کم خود شیعیان هم این مطلب را به دست فراموشی می‌سپارند و یادشان می‌رود که قرآن چه نظری درباره اهل بیت(ع) دارد. درست است که این وظیفه مفسر نیست اما کسانی که وظیفه تبلیغ دین و مذهب را بر عهده دارند و سروکارشان با تربیت مردم است  مدام باید این مسائل را یادآور بشوند که متأسفانه درجامعه ما اگر یک نفر خیلی زرنگ باشد و درسال زیرچهل منبر بنشیند بقیه اوقاتش جلوی تلویزیون است و از آن جا که تلویزیون زیاد اهل بازگویی این گونه مطالب نیست لذا حساسیت مردم به بحث های اساسی کم می‌شود. صدا وسیما سیاست گذاری خاص خودش را دارد اما مشکل این جاست که عده‌ای متوجه نیستند که هر برنامه‌ای مخاطب خاص خودش را می‌طلبد. نگاه کردن به هر برنامه‌ای و سرگرمی شبانه روزی با این رسانه عمومی گاه تبعات مخرب دارد. خلوت شدن منابر و شلوغ شدن تماشای تلویریون الان معضلی است که متاسفانه جامعه ما با آن درگیر است.

نمونه‌های آشکاری از این بی توجهی‌ها و نگاه کردن به سریال‌های تلویزیونی اکنون در جامعه دیده می‌شود. اکنون اگرمقداری به وضعیت مدارس دخترانه نظری بیندازیم خواهیم دید که وقتی از مدرسه خارج میشوند نوعاً بدون چادر هستند چون اکثر بازیگران فیلم‌های تلویزیون بدون چادر در فیلم بازی میکنند و فقط به یک روسری اکتفا می‌کنند. خوب این برای قشری که اصلاً حجاب را رعایت نمی‌کند تبلیغ حجاب هست اما برای قشری که نسل اندر نسل افتخارش پوشیدن چادر بوده بسیار مخرب است. گاهی این گونه به نظر میرسد که این رسانه ملی توجهی به تبلیغ چادر ندارد. آیا مسئولین متوجه هستند که مردم به عنوان تلویزیون جمهوری اسلامی به این رسانه اثرگذار نگاه می‌کنند و برنامه‌هایش را دنبال می‌کنند؟  آیا متوجه هستند که برای حفظ چادر چه زحمت‌ها کشیده شده و چه خونها ریخته شده است؟ این قضیه شوم، گاه آن چنان درون خانواده‌های مذهبی رخنه داشته که در مراسم خواستگاری اعلام می‌کنند که ممکن است عروس خانم بدون چادر از خانه بیرون برود، واقعاً چه برسر ما آمده؟ این دستگاه‌های تبلیغاتی با این الگوهایشان چه جامعه‌ای را قصد دارند بسازند؟ وقتی فیلم جای منبر را بگیرد نتیجه‌اش همین است. مصیبت وقتی بیشتر می‌شود که بازیگر، تدین و تعهدی هم نداشته باشد یا نعوذبالله اهل کارهای خلاف هم باشد. هنوز از یاد نبرده‌ایم  که همین تعزیه‌خوانها که گاه نقش مثلاً علی اصغر را بازی می کردند و از مردم پول می‌گرفتند همه را خرج  دود و دم می‌کردند که بعضی از بزرگان تعزیه را حرام کردند. آیا چنین افرادی می‌توانند دیگران را هدایت کنند؟ عزیزان! برای حفظ منبر زحمت‌ها کشیده شده و خون دلها خورده شده است. نقل می‌کنند که مقام معظم رهبری(حفظه الله) در یکی از مساجد تهران نماز و منبر داشته‌اند اما آن‌قدر روزگار سخت بوده که آقا یک شب که منبر بوده‌اند چندین ماه به زندان می‌افتاده‌اند ویا درحال فرار بوده‌اند لذا خدا نیاورد آن روزی که این زحمات را به هدر بدهیم. این را باید بدانیم که بی‌توجهی به مساجد و منابر و روی آوردن به فیلم‌هایی که معلوم نیست با چه منظوری تهیه می‌شود جفا نمودن به آن زحمات و خون دل خوردن‌هاست.

بنابراین کارتفسیر، بسیار ارزشمند است اما اگر بخواهد جنبه تربیتی داشته باشد باید همراه با جری و تطبیق باشد و خوب و بد را به مردم نشان دهد. اگرمردم خودشان بخواهند کلی را به جزئی تطبیق دهند مشکل پیدا می‌شود لذا وظیفه واعظان و مداحان و روضه‌خوان‌ها و به طور کلی اهل منبر بسیار سنگین و مهم است. مردم هم باید ضمن روی آوری به چنین مجالسی طوری رفتار نمایند که واعظان از بیانات کم خاصیت دوری کنند و به سمتی روی آوردند که از طریق علمی به تربیت دیگران همت گمارند و از کلی گویی پرهیز نمایند تا ازانحرافات جلوگیری به عمل آید. در این مسیر جاذبه و دافعه هم مهم است. البته درست است که جذب کردن هدف اصلی است اما گاه دفع هم لازم است، جاذبه‌ی تنها نفاق است. مرحوم شهید مطهری(ره) این مشکل را خوب متوجه شده بود که کتاب اثر گذارجاذبه و دافعه علی(ع)را نوشت.

 ما مشی حضرت علامه طباطبائی(ره) در تفسیر را بسیار می‌پسندیم اما اگر این تفسیر بخواهد کاربردی شود و وارد اجتماع گردد چه درمسائل علمی و چه درمسائل عقیدتی باید جری بر مورد و مصداق داشته باشد. مثلاً در مسائل اعتقادی موضع ما در قبال دشمن باید معین باشد. به عنوان مثال وقتی قرآن به صراحت می‌فرماید: «لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ»[3]  مسلمان شیعه حق ندارد بگوید که مسیحی‌ها کافر نیستند، نخیر، موضع ما بسیار صریح و روشن است و اعتقاد داریم که آن‌ها کافرند. تدریس دین به صورت کاربردی در مدارس و دانشگاه هم باید این گونه باشد نه این که کلیاتی مطرح شود و دانش‌آموزان و دانشجویان نمره‌ای بگیرند و بگذرند.  امام امت(قدس سره) در وصیت نامه الهی سیاسی خودشان فرموده‌اند برنامه‌ریزان سیاست جهانی قصد نفوذ دارند و می‌خواهند در مهد کودک تا دانشگاه شما طوری برنامه‌ریزی کنند که کسی غم دین نداشته باشد و متاسفانه همین طور هم هست و دانشگاه ما بوی دین نمی‌دهد. همه این گرفتاری‌ها به خاطر این است که تطبیق به مورد نمی‌کنیم. دین کلی به این معنا که فقط اسم مسلمانی برما باشد و تازه اگر پیشرفت کرده باشیم کلیاتی از دین را بدانیم و عمل کنیم که  دین‌داری نیست. آیا این فاجعه نیست که مطالعات در امور جوانان کشور رسماً اعلام کند که دانشجو روزی که وارد دانشگاه می‌شود دیندارتراست تا روزی که از آنجا بیرون می‌رود؟ خوب اصل قضیه این است که تطبیق به مورد نمی‌شود واحکام فقهی که خیلی هم کاربردی است در دانشگاه‌ها جایگاهی ندارد. متاسفانه کار صرفاً نظری و نگاه علمی مادی‌گرایانه در آموزش‌های دوره‌های دانشگاهی جایی برای فقه پویا و کاربردی نگذاشته وفقط کلیاتی مطرح است که آن هم حکم دین را به دانشجو تفهیم نمی‌کند.

 درست است که مرحوم علامه (ره) فرموده‌اند باید آیات را جری و تطبیق داد اما این کار یک مفسر نیست که به طور دایم آیاتی را ردیف کند و مواردش را بیان کند اما برای کار تربیتی باید به طور مرتب این کار انجام بشود. هدف ما هم در این دروس تفسیری صرفاً بحث علمی نیست بلکه سعی خواهیم کرد موارد اجرایی آیات را بشناسیم که ان‌شاءالله در جامعه و مساجد و مدارس روی آنها کار بیشتری انجام شود و صد البته تا همین موارد جزئی هم گفته نشود به فکر نخواهیم افتاد.



[1] - بحار الانوار ج2 ص 245

[2]- سجده 18

[3]- مائده 73

خواندن 928 دفعه آخرین ویرایش در جمعه, 21 آبان 1395 ساعت 07:49

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

جستجو


ائمه جمعه جهرم

  • 1.jpg
  • 2.jpg
  • 3.jpg
  • 4.jpg
  • 5.jpg

خطبه ها

مثنوی پیر و جوان

تازه های احکام

ادعیه

رادیو اینترنتی