فرمان زمامداری

یکشنبه, 13 دی 1394 ساعت 07:45
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 

بسم الله الرحمن الرحیم 

«فرمان زمامداری»[1]

درس اول

« و من عهد له علیه‌السلام کتبه للاشتر النخعی رحمه‌الله لما ولاه علی مصرواعمالها حین اضطرب امر امیرها محمدابن ابی بکر وهو اطول عهد کتبه واجمعه للمحاسن»[2]

امام امیرالمومنین علیه السلام آنگاه که مالک اشترنخعی را برای زمامداری وحکومت بر بلاد مصر گسیل فرمود نامه‌ای مرقوم نمود که بنام عهد نامه مالک اشتر مشهور گردید واز متون بسیار ارزشمند وارزنده اسلامی در زمینه حکومت واداره اجتماع است که شایسته است همه مومنین ومسلمانان چه به عنوان شهروند وعضو جامعه اسلامی وچه به عنوان مسئول ومدیر بر مردم بارها آن را بخوانند وآن را به کار بسته وهمواره به دنبال پیاده نمودن آن باشند

وجود مقدس امیرالمومنین(ع) دراین نامه رئوس وظایف یک حاکم درحکومت اسلامی را معین فرموده اند وهمان‌طور که همگان مستحضرید و در نهج‌البلاغه ملاحظه فرموده‌اید آن امام همام همزمان دونامه به مالک لطف فرمودند که یکی خطاب به خود مالک بود وهمان دستورالعمل حاکم اسلامی است که به عهد نامه مالک مشهور است و نامه دیگر خطاب به مردم مصر نگارش یافته بود و به مالک امر فرمودند که وقتی به آنجا رسید آن‌را برای مردم بخواند که البته تذکرات بسیار مفیدی درآن نامه ارزشمند هم وجود دارد که مردم و به تعبیر آن زمان رعایا چه نکاتی را باید در مقابل حاکم در نظر بگیرند وبدانها عمل نمایند تا موجبات پیروزی وعظمت دین ودینداران در سطح عالم را فراهم آورد.

 امام امیرالمومنین(ع) درآن نامه شریف دریکی از فرازها دلیل این که چرا خودشان حکومت را تقبل فرموده‌اند را چنین بیان می‌فرمایند که بعد ازآن دسیسه‌هایی که بعد از رحلت پیامبر(ع) انجام شد به ناگاه متوجه شدم که آحاد مردم به طرف مردی گرایش پیدا کردند و بیعت نمودند که درپایان به دست همان مردم به قتل رسید ومن دراین اوضاع خراب مانده بودم که اگر مسئولیت زمامداری مردم را نپذیرم لطمه بزرگی به دین خدا وارد خواهد شد که هرگز بدان راضی نبودم واین چنین شد که حکومت وولایت وخلافت راپذیرفتم وجریان امر آن گونه پیش آمد که منجر به نگارش این نامه شد ودر همین جا به مردم مصر هشدار می‌دهند که کاملاً مواظب باشید که اگر حکومت کنونی را تقویت و یاری نکنید به گرفتاریهای زیادی مبتلا خواهید شد.

خواهران وبرادران گرامی؛ این تذکر نسبت به من وشما هم صادق است که بحمدالله همگان نسبت به آن آگاهی دارید که این حکومت اسلامی که به لطف خداوند متعال در قرن بیست ویکم و در قرن پانزدهم از هجرت خاتم الانبیاء محمد(ص) برپا شده است با تقویت آحاد مردم و برمبنای پیروی از ولایت فقیه وصبور بودن بر مشکلات امتداد خواهد یافت واین امور بر همه ما واجب و فرض است. اگر این واجب را به انجام نرسانیم همان بلایایی که مولایمان حضرت امیرالمومنین(ع) فرمودند برما نازل خواهد شد وهمان‌طور که درآن نامه شریف بیان نمودند افرادی بر ما حاکم خواهند شد که هیچ ارتباطی بادین وایمان و تقوی ندارند.

امام(ع) می‌فرمایند به اوضاع واحوال اطراف خود نظری بیندازید من وشما هم باید به اطرافمان نگاه کنیم وعبرت بگیریم. همه کسانی که برای زیارت عتبات عالیات به کشورعراق مسافرت می‌نمایند با کمی دقت به خوبی درمی‌یابند که اگرحکومتی به طور دقیق برخواسته از شریعت مطهرخاتم‌الانبیاء(ص) وبرخوردار از روح تشیع علوی  و زیر پرچم امام زمان(عج) نباشد چه بساطی خواهد داشت. ما باید دور وبر خودمان را ببینیم. اکنون در افغانستان چه خبر است؟ فلذا باید قدر این نظام مقدس واین حرکت مقدس و ارزشمند را که امام راحل وشهدای بزرگوار به راه انداختند باید دانست. امروزهم که بحمدالله مقام عظمای ولایت حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای(حفظه‌الله) استمرار دهنده این راه پویا وگران‌سنگ می‌باشند وهمگی باید بدانیم که این نظام که خداوندنصیب و بهره ما فرموده استثنایی است وباید سختی‌های این نعمت عظیم را تحمل نماییم.

این نامه حضرت امام امیرالمومنین(ع) به مردم مصر را باید با کمال دقت خواند. متاسفانه قرآن ونهج البلاغه در بین ما غریب هستند که به یاری خدای متعال باید روز به روز گرد این غربت زدوده شود.

واما در نامه‌‌ای که حضرت برای خود مالک اشترمرقوم فرمودند و بحث ما انشاءالله پیرامون آن خواهد بود نکات بسیار ارزشمندی مطرح گردیده  که هرکدام درسی است که باید حاکمان دنیا در مقابلش زانو بزنند و شاگردی نمایند

در ابتدا می‌فرمایند: ای مالک: تو را به مصرمی‌فرستم وچند کار از تو می‌خواهم. اول این‌که: «جبایۀ خراجها» ازمردم مالیات بگیر. حکومت بدون این‌که مردم از تولیدات خود سهمی را به دولت بپردازند موفق به اداره کشور نخواهند شد. الان درکشور خود ما هم این بحث مالیاتها به شکل امروزی مطرح است که هرکاسب کاری مطابق با نوع درآمدش باید مالیات بپردازد واین یک قاعده طبیعی در کشورداری است ودر طول تاریخ در همه دنیا مرسوم بوده وهست وخواهد بود. البته نوع اخذ مالیات در حکومت اسلامی اشکال خاصی دارد که بالاخره برای تحکیم اساس حکومت باید مردم بخشی از مخارج را به عهده بگیرند وامید است مردم روز به روز با دیدن نتایج مثبت این امر ضروری، این احساس را پیدا کنندکه اگر مبلغی می‌پردازند از یک جیب بیرون می‌آورند ودر جیب دیگرشان تحویل می‌گیرند که البته چنین است مگر خدماتی که برای کشور انجام می‌شود برای رفاه وآسایش چه کسانی صورت می پذیرد ورضایت وخشنودی چه کسانی بجز همین آحاد مردم درحکومت اسلامی را به دنبال خواهد داشت‌

مطلب دیگری که امام امیرالمومنین(ع) از مالک اشتر می‌خواهند این است که با دشمنان سرزمین مصر به جنگ برخیزد وبه جهاد مشغول گردد. از این جا معلوم می‌شود که جنگ بر علیه دشمنان کشور از وظایف حکومت ودولت است« و جهاد عدوها واستصلاح اهلها» دولت جمهوری اسلامی هم به تبع فرمایشات آن حضرت بود که هشت سال دفاع مقدس را اداره کرد و به پیروزی رساند وامروز با تهیه امکانات لازم جهت ایجاد رعب ووحشت در دل دشمنان خدا راست قامت ایستاده است.

سومین مطلب در خواستی آن امام همام از مالک، تربیت و رشد دادن مردم است. انسان موجودی است که اگر به حال خود رها شود تا مرز یک حیوان تنزل پیدا می‌کند لذا متولیان باید همیشه در تکافوی تربیت نسلها باشند واین کار باید در راس خدمات حکومت باشد که با برنامه‌ریزی وهدایت وجهت دهی به موقع ومتناسب با زمان ومکان بستری فراهم نماید تا آحاد مردم از آن بهره مند گردند. البته ناگفته پیداست که همگان بایستی دراین امر خطیر کمک کار باشند. از اینجا گریزی بزنیم به خدمات شایسته‌ای که آموزش وپرورش در قالب همکاریهای خانواده واولیاء ومربیان متقبل گردیده است.  این استصلاح اهل از دامان همین تربیت‌های خانواده ومربیان نسبت به تربیت فرزندان ودانش آموزان حاصل می‌شود. بارها وبه‌طور مکرر مطرح گردیده که زحمات این عزیزان در سطح مدارس وحتی در دانشگاهها باید در چهارچوب‌های صحیح دینی ومذهبی باشد البته این چهارچوب‌ها و الگو‌ها باید به خوبی تدوین وتبیین گردد وآموزش‌های لازم هم داده شود تا خانواده‌ها ومسولین آموزشی به نحو شایسته از عهده این امر خطیر برآیند. البته تمامی عزیزانی که در جای جای مملکت اسلامی مسولیت‌هایی برعهده دارند باید در حرکت به سوی استصلاح مردم گام بردارند. مسئولین انتظامی، قضایی، اداری، فرهنگی و همه و همه باید در جهت اصلاح جامعه پیش بروند تا ظلمها، خلاف‌ها بداخلاقیها از جامعه رخت بربندد وبرای مردم ایجاد نگرانی نکند.

چهارمین وظیفه «عمارۀ بلادها» آبادی شهرهاست که آخرین درخواست آن حضرت از مالک اشتر در این بخش است که بیاری خدا ازآن بیشتر بحث خواهیم کرد. 



[1] - متن خطبه‌های نماز جمعه جهرم که توسط آیت الله دژکام ایراد گردیده است.

[2] - نهج البلاغه نامه 53- دشتی


 

«فرمان زمامداری»

درس دوم

مرحوم سید رضی در نهج‌البلاغه درآغاز این نامه شریف توضیحی آورده که سمت وسوی مطالب آن راروشن نموده است. ایشان چنین آورده است که درآن زمان که این نامه نگارش یافت ومالک اشتر نخعی به دستور امام امیرالمومنین(ع) به آن دیارمأموریت یافت کشور مصر در جغرافیای جهان گستردگی زیادی داشت که از وسعت کنونی آن بسیار بیشتر بود وظاهراً شامل چندین کشور آفریقایی اطرافش هم می شده است. قضیه حکومت و ولایت مالک اشتر در مصر زمانی مطرح شد که فرماندار قبلی آن جا نتوانست مصر را اداره کند و همان‌طور که همگان می دانید مصر از یک طرف به مرزهای حکومت غاصبانه معاویه ملعون متصل بود که خیلی تمایل داشت کشور مصر را به قلمرو خود اضافه کند. در آن زمان حاکم مصر جناب محمدابن ابی بکر رحمۀ الله علیه بود که امام امیرالمومنین(ع) در باره‌اش می‌فرمود «محمد» مانند پسر خودم است. ایشان بسیار دلسوز و پرتلاش بود ودر جهت برپایی واستحکام حکومت امیرالمومنین(ع) بسیار کوشا بود ودوست داشت کارهای حکومتی را به خوبی پیش ببرد اما با کمال تاسف در حمله‌ای که لشکریان معاویه به مصر داشتند ودرپی دسیسه‌های مزورانه‌ای که انجام شد نتوانست مقاومت کند وبالاخره در جریان این حمله به شهادت رسید.

این نکته ظریف در اینجا قابل تذکر است که امام امیرالمومنین(ع) هم دستوراتی جهت اداره کشور به محمدابن‌ابی‌بکر داشته است اما فاصله دستورات چه مکتوب وچه غیرمکتوب با اصل اجرای دستورات زیاد است. محمد ابی بکر گرچه واقعاً مرد نیکی بود اما به ظاهرتوان کافی برای اداره حکومت بر کشوری با این گستردگی و وسعت را نداشت. ما نباید آنچنان آرمانی فکر کنیم که به محض اینکه دستوراتی نوشته وابلاغ شد همه چیز را تمام شده به حساب آوریم.

خوب به هرحال امام امیرالمومنین(ع) در باره مالک می‌فرمود او دست راست وبازوی من بود و یا این که نقش مالک برای من هم چون نقش خودم برای خاتم انبیاء(ص) بود ومی‌دانیم که مالک مرد بزرگی بود و زحمت های زیادی کشیده بود اما این عهدنامه اجرا شد؟ اصلاً نگذاشتند مالک به مصر برسد. گاهی موانعی خارج از محدوده اختیار وتصمیم گیری مدیران، راه را بر اجرای دستورات می بندد. بنابراین یک ملت آشنا با کار سیاست در این گونه مواقع باید متوجه باشد وآرمانش را دنبال کند و ازتلاش دست برندارد که بطور قطع ویقین به نتیجه خواهد رسید. البته دشمن به دنبال این است که مردم در اولین شکست، ادامه کار رارها کنند. امروز هم تمام توان آمریکا وهمه دولت های استکباری براین است که این ناامیدی را در ملت قهرمان ایران وسایر آزادیخواهان جهان القاء نماید که به فضل خداوندموفق نخواهد شد. برای دوری از این ناامیدی باید با قاطعیت به دنبال رهنمود ها و راهکارهایی که اسلام پیش روی ما قرار داده است باشیم و به آن ها تمسک کنیم و بدانیم که با اتکال بر قدرت لایزال الهی این حکومت موفق خواهد بود. درهرحال این را هم بدانیم که اگر خدای ناخواسته این نا امیدی در مردم رخنه پیدا کند استکبار نتیجه مطلوب را گرفته است.

خوب این دستورالعمل ناب حکومتی بیش از هزاروسیصد سال پیش نوشته شده که با همت عالی بزرگان دین تا کنون حفظ گردیده وبه دنبال این هستیم که این احکام در جوامع پیاده شود وهرگاه همت عمومی مردم متوجه اجرای این مفاد گردد خواهیم فهمید که چقدر به اهداف ارزشمند دین مبین اسلام نزدیک شده‌ایم. گرچه همه این احکام در دوران نورانی حضرت ولی عصر(عج) به اجرا درخواهد آمد اما وظیفه کنونی ما که همان برپایی مقدمات است درجای خود باقی است وباید به آن سمت وسو حرکت کنیم.

خداوند روح مرحوم سیدرضی را غریق رحمت نماید که به نسلهای آتی نشان داد که شیوه حکومت امام امیرالمومنین(ع) چگونه بود هرچند معاویه ملعون فرمانداران ارزشمند وتوانایی مانند مالک اشتر را می کشت ویا اگر کمی سستی بخرج می‌دادنند آنها را می‌خرید. بنابراین اکنون انجام این امور مهم بعهده نسلهای بعدی است که از عاشقان و ارادتمندان به ساحت مقدس ولایت می‌باشند.

و اما بعد امام امیرالمومنین چنین می‌فرمایند: «هذا ما امر به عبدالله علی‌امیرالمومنین،مالک‌بن‌الحارث‌الاشتر» این مطالبی است که علی‌بن‌ابیطالب که بنده خداست به مالک اشتر سفارش می‌نماید. این از ویژگیهای حاکم اسلامی است که باید بندگی خدا را درامر حکومت ابراز نماید نه این‌که کارهایش برمبنای خواست وخواهش خودش باشد. تفاوت اساسی و ریشه‌ای حکومت دینی با حکومت غیردینی این است که رئیس حکومت دینی خود را بنده خدا می‌داند و از این چهارچوب پا را فراتر نمی‌گذارند وخود را از بندگی خارج نمی‌کند. «بنده» یعنی مطیع فرمان، یعنی عبدخدا، یعنی کسی که قانون خدا را زیرپا نمی‌گذارد. لذا امیرالمومنین(ع) می‌فرماید من که بنده خدا هستم وقتی خواستم مالک اشتر نخعی را به حکومت مصر بفرستم با او در حکومت دینی پیمان گرفتم  و با هم پیمان بستیم. اگر کسی درجایی استاندار یا فرماندار شد باید متوجه باشد که با آرمانهای دینی پیمان بسته است که اگر خیانت کرد در روز قیامت به عنوان قانون‌شکن محشور خواهد شد. این گونه نیست که هرکس رئیس شدآزاد باشد هرکاری دلش خواست انجام دهد بلکه ریاست در حکومت دینی یعنی به پیش بردن کاردین که همان رسیدگی و به سامان رساندن امور امت اسلامی است. البته در این راه، شیطان بیکار ننشسته ودر رگ وپوست مسئولین رخنه پیدا کرده وآنها را تحریک می‌کند که فلانی اکنون که رئیس شده‌ای استفاده کن یعنی در حقیقت او را بسوی سوء استفاده کردن می‌کشاند ومتاسفانه عمده لطماتی که جامعه اسلامی می خورد از همین زاویه است که بعضی روسا با تحریک شیطان تلاش می‌کنند که منافع شخصی خود راپی‌گیری نمایند و کاری به خدمت ودین ندارند. تضاد منافع از همین جا شروع می شود که البته ضررش مستقیما به ملت می رسد.

امیرمومنان(ع) به مالک اشتر می‌فرماید مطالبی که به تو می‌نویسم یک عهدنامه وقرارداد است که باید به آن پایبند باشی واین گونه عمل نمایی و در ادامه می‌فرماید تو به عنوان حاکم اسلامی چهار وظیفه اصلی داری که اولین آنها عبارت است از دریافت مالیات که هنگامی وارد مصر شدی وظیفه داری آن ها را جمع آوری کرده و در جای خودش مصرف نمایی.

دومین وظیفه این است که مرزهای کشور را امن نمایی که هیچ دشمنی جرات حمله کردن به آن را نداشته باشد. این روش صحیح کشورداری است زیرا امنیت درون کشور بستگی تام دارد به امنیتی که در مرزها وجود دارد لذا تنها پرداختن به امورات داخلی وغفلت از دشمنانی که خارج از مرزها هستند صحیح نیست وتو ای مالک بعد از این‌که مرزها را امنیت بخشیدی باید در درون کشور دو کار مهم هم انجام دهی یکی اصلاح وضع مردم و دیگری عمران منطقه ای که زمامداری آن به تو سپرده شده است.

اکنون اگرهمه ما این چهار وظیفه را به درستی در ذهن خویش مرور کنیم بسیاری از سؤالاتی که گاه و بیگاه مطرح می‌شود را پیدا خواهیم کرد. یکی از آن سوالات همین است که بعضی مطرح می نمایند که چرا حکومت‌اسلامی درخارج از کشور دست به مخارجی می‌زند. پاسخ این سوال در همین چهار ماموریتی است که امام امیرالمومنین(ع) برای حاکم اسلامی قائل شده است. از اینجا معلوم خواهد شد که مسؤلین نظام بر اساس خواهش نفسانی خودشان این گونه مخارج را متحمل نمی‌شوند بلکه مصلحت نظام درآن وجود دارد. اکنون در عرصه علوم سیاسی این سوال مطرح است که یک کشور چگونه باید در مقابل دشمنان خارجی خود مقابله نماید؟ در جواب این پرسش گفته می‌شود که بهترین راه این است که دشمن ببیند که ما بیرون از مرزهای خودمان اعمال قدرت می نماییم لذا جرات نزدیک شدن به مرزها ودرگیر شدن را به خود نمی‌دهد. بنابراین خرج کردن در دور دست‌ها ودور کردن خطر از مرزهای کشور بسیار منطقی است. این مخارج از نظر علوم سیاسی بسیار قابل قبول است و باید متوجه باشیم که نادانسته حرف‌هایی مطرح نکنیم که واجب‌ترین مخارج زیر سوال برده شود. گاهی افراد نا آشنا به مسائل اساسی مطرح می کنند که این مخارج را باید درمسیر رفاه مردم خرج کرد. باید به این افراد گفته شود که اگر طبق فرمایش حضرت امیر(ع) از مرزها حفاظت نشود خیلی از من وشما باید کشته شویم تا امنیت مرزها حفظ شود این که تعارف ندارد. وقتی حفظ امنیت در مرزهای کشور با روشهای دقیق که از نظر دیپلماسی ومسائل سیاسی امکان پذیر است امکان داشته باشد باید از آن استقبال کرد. همه ما باید به این ظرائف درحکومت داری توجه داشته باشیم. گاه عده‌ای مطرح می‌کنند که چرا در کشوری که محل اسکان وتجمع تروریست‌هایی مثل گروه عبدالمالک ریگی است به سیل زدگان کمک می شود‌؟ این گونه ایراد گرفتن‌ها بسیار کودکانه است مگر همه مردم آن کشور جزو گروه عبدالمالک ریگی هستند؟ آیا ما وظیفه دیگری نداریم؟ آیا ارتباط با مردم ودولت یک کشور همسایه برای ایجاد امنیت ضروری نیست؟ باید درتحلیل مسائل دقت بیشتری داشت. فکر واندیشه باید آنقدر قوی باشد که ضرورت ها رادرک کند. در این گونه موارد علاوه بر مسائل سیاسی مسائل انسانی نیز مطرح است پس لازم است این چهار دستور و نوع تبیین آنها را درست درک نماییم تا به این درک اصولی برسیم که آن حضرت بصورت کلی چه چیزی از حکومت دینی مورد نظر دارد. البته با شناسایی روش‌هایی که آن بزرگوار برای تامین آن اهداف عالی تعیین وترسیم فرموده است که اگر به آن اهداف دست پیدا کنیم و آنها را به عنوان یک الگوی شایسته در حکومت دینی خودمان پیاده نماییم خواهیم توانست یک حکومت نمونه که بر اساس عدالت انسانی پایه ریزی شده است به دنیا عرضه نماییم وجهان بشریت را در آستانه شناسایی وپذیرش یک حکومت که بر پایه حاکمیت معصوم واقع شده است قرار دهیم. امروز وظیفه ما این است که آنچه امام معصوم در قبال دین از ما خواسته است را بشناسیم وبشناسانیم که مسیر آن همین حکومت اسلامی است و از خدای متعال توفیق در این امر مهم را خواستاریم. 

 

خواندن 478 دفعه آخرین ویرایش در جمعه, 28 خرداد 1395 ساعت 09:39

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

جستجو


ائمه جمعه جهرم

  • 1.jpg
  • 2.jpg
  • 3.jpg
  • 4.jpg
  • 5.jpg

خطبه ها

مثنوی پیر و جوان

تازه های احکام

ادعیه

رادیو اینترنتی