«یک جرعه»

سه شنبه, 04 آذر 1393 ساعت 06:54
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

«یک جرعه»

اصولاً انسان با عشق بوجود می آید وبا عشق زندگی می کند و با عشق از این جهان رخت بر می بندد. خداوند  انسان را بر اساس فطرت و عشق و محبت خود آفریدو فرمود « فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا (٣٠روم)»

و این آغازی بود که با حلول نفخه وجودی خود در اعماق باطن خلیفه خود عشق را برای همیشه در ذره خاکی نهادینه کرد.

 و انسان در طول زندگی دنیایی خود به دنبال زنگار زدایی و کشف حجاب است تا اصل و اصالت وجود خود را که همانا محبت به محبوب است را هویدا سازد و راه اصلی سعادت بزرگ  برای انسان همانا محبت خداست و از این راه است که خدا محبوب او خواهد شد. « قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (آل عمران٣١)».

 این تعبیرات عارفانه چون ساقی، میخانه، پیمانه، خمخانه، و جام که در ادبیات عرفانی زیاد به چشم می خورد برای این است که در مکتب عشق، حیات آدمی در گرو رسیدن و چشیدن است نه شنیدن و فهمیدن، هیچ تشنه ای با لفظ آب سیراب نمی شود و هیچ مرده ای با مفهوم حیات جان نمی گیرد، انسان آن زمان آرام می گیرد که از پیمانه الهی سرمست شود.

          کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود                            که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد

انسان شیفته، فراتر از فهمیدن و شنیدن در پی چشیدن و نوشیدن است و شراره های عشق از زبان آتشین او این چنین زبانه می کشد که در مناجات مطیعین فریاد می زند « خدایا مارا در کشتی نجات جای گزین نما و به لذت مناجات بهره ور ساز و بر حوض دوستی خود وارد نما و بچشان دوستی و نزدیکی خودرا ».

 و پایان راه را نیز خود حضرت دوست در آن بیان قدسی به ما نمایانده که «هرکس مرا بخواهد می یابد و هرکه را یافت دوست می دارد و هرکه دوست داشت عاشق می شود و هرکس عاشقم شد براو عشق می ورزم و هرکس را عاشقش باشم خواهم کشت» و بادا که چنین باد.

این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست                                                                                     روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم

براساس برهان «محبت و عشق» حضرت دوست در کلام جاویدش همه زیبایی های جهان طبیعت و حتی زیبایی های شخصی و ظاهری انسان را زیبایی زمین می داند و هیچ کدام را به عنوان زیبایی انسان قلمداد نمی کند. باغ و راغ و زیبایی های ظاهری و مال و منال و اولاد را همه «زینة الارض» می نامند تنها چیزی را که زینت انسان می شمارد محبت و عشق به خود اوست چنان که می فرماید « وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الإيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ (حجرات٧) »   

خواندن 2970 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

جستجو


ائمه جمعه جهرم

  • 1.jpg
  • 2.jpg
  • 3.jpg
  • 4.jpg
  • 5.jpg

خطبه ها

مثنوی پیر و جوان

تازه های احکام

ادعیه

رادیو اینترنتی